‏نمایش پست‌ها با برچسب دوجنسه. نمایش همه پست‌ها
یه بار یه نفر از صندلی عقب تاکسی که منم توش بودم، دست دراز کرد کرایه بده ولی راننده که 45-50 سالی داشت با دیدن دستش و شنیدن صداش جا خورد.  وقتی پیاده شد و به اندازه کافی فاصله گرفت، راننده هراسون پرسید:" دیدیش؟! مرد بود روسری سرش کرده بود! بمب گذار نباشه؟!" با جوابی که بهش دادم چند دقیقه ای هنگ کرد و بعدش دیگه هیچی نگفت. شاید دفعه دیگه کرایه هم ازش نگیره!
فقط بهش گفتم: "حتماً خدا می خواسته اینطور باشه"
خدا به درد بعضیا نخوره به درد خیلی ها می خوره!
آقا گفته شده مداحان نوحه قناعت بخونن. همین ماه رمضونی، علی و نقی و جعفر و بقیه کلی مال و اموال داشتن و خدم و حشم. پس چی شد؟! اگه بنا باشه با نوحه کار جلو بره که ما بهتر بلدیم. دهن گشاد و با گریه دم بدید (جاهای لازم رو هم کش بدید. بیشتر آخر جمله ها، آخر کار) "یه وقت زنــــــــــی، میــــــــــدونی یه مرد می یاد می گیرتت. یه وقت مردی، می دونی یه زنی هست که آروومت کنه ولی دوجنس گراها چــــــــــی ؟ نمیدونه با کی بره. بدتر از اون، دوجنسه ها چــــــــــی؟ زنه ولی صداش مردوو نــــــــــس. بمیرم که نباشم و بی احترامی مردم رو ببینــــــــــم. یه وقت مردی می گن زن بگیــــــــــر ؛ می گی نمی خــــــــــوام. اونا نمی فهمــــــــــن. می گن حتما بی پولــــــــــه. ولی نمی دونــــــــــن که تو نمی تونــــــــــی ؛ نه اینکه نخوای. می خوای دلشونو نشکونی می گی می خوام سرباز آقا باشــــــــــم. زن دست و پامو مــــــــــیبنده. هق هق هه هه ه .... یه وقت هست هرچی مادرت می گه دختر داری پیــــــــــر می شی یه پسر خوب اومــــــــــددددددده تو فقط گریه می کنــــــــــی جواب نمی د ــــــــــی ... آی بمیــــــــــرررررررررم ..."

درباره

عکس من
این بلاگ تحفه درویش است. برگ هایی از زندگی یک همجنس گراست که هنوز سبز اند.

برگه ها

هم آغوش شانه های عشق

و چه زيبا در سكوتی شبانه، دو شانه مردانه یک سنگيني را پناه مي شود.

طراحی شده توسط زنورس | تبدیل شده توسط قالبهای پلاس